به یاد چیاکو و یارانش، آتشی باید شعله برکشد در سراسر ایران

به اشتراک گذاشتن
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

نه به جمهوری اسلامی — نه به سرمایه‌داری

زندگی و زمین برای همه است

چیاکو یوسفی‌نژاد، حمید مرادی و خبات امینی کشته شدند. در دل کوه آبیدر، در حال خاموش کردن آتشی که نباید روشن می‌شد. جوانانی که جان‌شان را وسط شعله‌ها گذاشتند، نه برای قهرمانی، نه برای مدال، بلکه برای زیست بوم حیاتی بشریت، برای نجات درخت‌ها، طبیعت و زندگی، برای حق زنده‌ماندن. آن‌ها را آتش نکشت، قدرت سیاسی و نظام اقتصادی- اجتماعی ای کشت که محیط زیست هم برایش مثل جان مردم، پشیزی نمی ارزد؛ این یک نظام سیاسی و نظام اقتصادی- اجتماعی ای است که سود را برتر از همه چیز، برتر از زندگی می داند. 

این سه نفر، بخشی از بشریتی هستند که خطر نابودی کره زمین را بر زندگی خود احساس می‌کند و نماد نسلی‌اند که دیگر نمی‌خواهد تماشاچی مرگ تدریجی زمین باشد. نماد نسلی که فهمیده است در این کشور، حفاظت از طبیعت جرم است؛ جنگل، تهدید امنیت ملی حساب می‌شود؛ و هر کسی که برای نجاتش برخیزد، دشمن نظام. جمهوری اسلامی، فعالان محیط زیست را تهدید محسوب می کند. اطلاعات سپاه پاسداران این رژیم دینمدار فاشیست، که طی سال ها علیه فعالان محیط زیست پرونده سازی کرده و مجریِ حبس و شکنجه و مسئول مرگ های مشکوک آنان در بازداشتگاه هایش بوده است، این واقعیت را اثبات کرده است. 

این نوع سرکوبِ هراسناک فعالان محیط زیست، تنها به ایران محدود نیست. بلکه در سراسر جهان رو به افزایش است. این روند، نشانه اهمیت حیاتی مبارزاتِ ضد نابودی محیط زیست است. نظام‌های حاکم می‌دانند که دفاع از طبیعت، دفاع از آینده‌ای بدون آنان است. هرچه این فشارها بیشتر می‌شود، صدای مبارزه باید بلندتر شود. حتی کسانی که تاکنون محیط ‌زیست را مساله‌ای جدی نمی‌دانستند، امروز باید ببینند که این مبارزه، نبرد مرگ و زندگیِ بشریت با نظام سرمایه داری است. آتش سوزی در آبیدر، بخشی از فاجعه‌ای جهانی است: محصول سیستمی است که به نام «پیشرفت»، کوه را سوراخ می‌کند، درخت را می‌برد، رودخانه را خشک می‌کند، هوا را مسموم می‌کند. سیستمی که حیات را به سود تقلیل داده و مرگ را عادی کرده است. این فاجعه، جهانی‌ست و راه حل آن هم جهانی است: نابود کردن نظام سرمایه‌داری و در نتیجه کل منطق ضد بشری اش؛ سرنگون کردن دولت‌هایی که زندگی را می‌سوزانند تا منافع خودشان را نجات دهند.

ما را خاکستر می‌خواهند: بی‌آب، بی‌برق، بی‌امید، بی‌فردا. جمهوری اسلامی، در روزهای پس از جنگ دوازده‌ روزه، تنها کاری که کرده تشدید سرکوب است. مردم در بحران بی آیندگیِ مطلق رها شده‌اند. این بحران فقط حاصل بی‌کفایتی نیست، ساختاری‌ست. نتیجه همان منطق کسب سود است که در دل نظام سرمایه‌داری جهانی، ایران را به بازار فروش انرژی و مواد خام تقلیل داده، به آزمایشگاه مرگ تدریجی مردم، به میدان نابودی منابع طبیعی و انسانی.

آتش‌سوزی آبیدر «تصادف» نبود. محصول کارکردِ همان سیستم ستم و استثماری است که کردستان و بلوچستان و زابل … را محروم نگه می‌دارد، تجهیزات اطفای حریق را تأمین نمی‌کند و بیمارستان‌هایش حتی یک مرکز تخصصی سوختگی مجهز ندارند. پیام رژیم روشن است: زندگی شما ارزش ندارد.

آنان را کشتند و ما باید آنان را به درختان تنومندی با ریشه‌هایی در امید برای آینده ای بنیاداً متفاوت برای همه بشریت، تبدیل کنیم. تنها به این صورت است که جانباختگان ما نمی میرند. 

آنان نماد چیزی هستند که این نظام از آن می‌ترسد: جوانانی آزاد و بی‌هراس، که در دل آتش می‌روند تا راه را برای زندگی باز کنند. آنان نشان دادند که در دل تاریکی، هنوز مشعل‌هایی برافروخته‌اند؛ مشعل‌هایی که آینده متفاوتی را نشان می‌دهند.

مردم سراسر کشور باید همدلانه به استقبال هر فراخوان اعتصاب اعتراضی که از سوی مردم کردستان و فعالان مدنی یا فعالان محیط زیست کشور داده شود بروند و آن را گسترش دهند تا مانند جرقه ای باشد برای شعله ور شدن اعتراضات سراسری علیه هر شکل از جور و ستم جمهوری اسلامی. فریادهای خشمگین باید به این مرتجعین بگویند که دست تان را از زیست بوم ما بردارید،  زندانیان سیاسی را فوراً آزاد کنید، اعدام ها را فوراً متوقف کنید و بترسید از فریاد خشم ما از سال ها بی عدالتی. با صدایی واحد، از کردستان تا خوزستان، از بلوچستان تا تهران: آنان را کشتید، اما ما خاموش نمی‌شویم.

زمان آن است که فریادها به پیوندهای پایدار مبارزاتی بدل شود. آنان را کشتند، اما ما مانده‌ایم؛ نه برای تسلیم، که برای ساختن بدیلی زنده. برای جهانی که در آن، زمین متعلق به همه باشد، نه کالایی برای بازارها. 

و این آینده، نه خیال است و نه رویا. این آینده ممکن است. بجنگیم برای نجات بشریت از این نظم مرگ. برای قطع ریشه‌های این آتش، نه فقط خاموش کردن شعله‌ها. برای ساختن جامعه‌ای نوین، بر پایه نجات بشریت از هر شکل و صورت ستم و استثمار، برای آزادی از ستم ملی، برای آزادی از جنگ، برای آزادی از خرافه دین، برای آزادی زن، برای آزادی فلسطین و کودکان غزه، برای مهاجران افغانستان، … برای حفاظت از زمین به‌مثابه خانه همگانی، آینده را از دل خاکستر بیرون بکشیم.

حزب کمونیست ایران (مارکسیست، لنینیست، مائوییست)

۶ مرداد ۱۴۰۴