اهمیت ساقط کردن رژیم فاشیستی ترامپ برای رهایی بشریت
رژیم فاشیستی ترامپ در ایالات متحده آمریکا تا حد زیادی حاکمیت خود را تحکیم کرده و در حال استقرار ارتش در شهرهای مهم آمریکا و اعمال حکومت نظامی است. یکماه پیش، دو فرمان امنیتی از سوی ترامپ امضاء شد که اهمیت تاریخی و آماج آن توسط استفان میلر، مقام ارشد رژیم ترامپ این طور اعلام شد: «این نخستین بار در تاریخ آمریکاست که تلاشی همهجانبه از سوی دولت برای نابودی تروریسم چپگرا صورت میگیرد.»
فرمان اول، در ۲۲ سپتامبر (اوایل مهر ۱۴۰۴) با عنوان «آنتی-فا (ضدفاشیسم) یک سازمان تروریستی داخلی محسوب می شود» صادر شد. سه روز پس از آن ترامپ «یادداشت امنیت ملی» را با موضوع «مقابله با تروریسم و خشونت سیاسی سازمانیافته» امضاء کرد.
این دو سند چارچوبی فراهم کرده اند برای حمله گسترده به مخالفان رژیم ترامپ و لگدمال کردن متمم اول قانون اساسی آمریکا که تضمینکننده آزادی بیان و حق اعتراض است. حتا مخالفان لیبرال این رژیم زیر حمله اند. اما به ویژه گروه های ضد فاشیست آماج این دو سند می باشند — از جمله «رفیوز فاشیسم» که سابقه ای ۹ ساله در مقاومت غیرخشونت آمیز در برابر فاشیسم داشته است. (در همین شماره آتش، فراخوان رفیوز فاشیسم برای محاصره کاخ سفید و کاخ کنگره آمریکا در روز ۵ نوامبر را می خوانید.)
ترسناک است؟ قطعاً! چه باید کرد؟ باید آماده دفاع همه جانبه از نیروهای کمونیست انقلابی و چپ و ترقی خواه در آمریکا شد که برای سقوط رژیم فاشیستی ترامپ، خطر کرده و سینه سپر کرده اند. مردم ایران که دهشت های استقرار یک رژیم فاشیستی دینمدار در ایران را تجربه کرده اند، باید بدانند که اینان قهرمانانی هستند که در مقابل مجهزترین دستگاه سرکوب امپریالیستی، نه با ترس که با شجاعت ایستاده اند و با فریاد بلند همه را به نبرد فرا می خوانند تا برای آینده ای بنیاداً متفاوت بجنگند. ایرانیانی که در آمریکا زندگی می کنند و ذره ای حس آزادیخواهی دارند، باید به مبارزات «رفیوز فاشیسم» و حرکت عمومی مقاومت در مقابل فاشیسم و استقرار حکومت نظامی در شهرهای مختلف آمریکا بپیوندند – به ویژه، مبارزه ای که ۵ نوامبر آغازگاه آن است. نباید بگذاریم صداهایی که اعلام کرده اند «به خاطر بشریت، حاضر نیستیم به یک آمریکای فاشیست تن دهیم» از طریق حکومت نظامی و سرکوب خاموش شوند.
فراخوان تاریخی «رفیوز فاشیسم» تحت عنوان «زمان سقوط رژیم فاشیستی ترامپ رسیده است» می نویسد: اکنون، «تنها امید بشریت این است که در این کشور مردم شریف به صورت میلیونی قیام کنند. …» و در ادامه از مردم می خواهد که روز ۵ نوامبر (روزی که در سال گذشته، ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شد) کاخ سفید و ساختمان کنگره آمریکا را محاصره کنند. بیانیه از مردم می خواهد که صرفا به یک بار محاصره اکتفا نکنند، بلکه بارها و بارها به خیابان باز گردند، از اطاعت سرباز بزنند، به انواع مبارزات دست بزنند تا این که رژیم ترامپ سقوط کند. این بیانیه اعلام می کند که: «رژیم فاشیستی ترامپ در حال از بین بردن حاکمیت قانون است. روند دادرسی عادلانه را به سخره میگیرد؛ به طور غیرقانونی ارتش را در خاک ایالات متحده مستقر میکند. مهاجران و سایر افراد رنگین پوست را در اردوگاهها و زندان های جمعی ناپدید میکند و به طور تهاجمی نژاد پرستی سفید و نسلکش را احیا میکند. نه تنها دستاوردهای دهه ۱۹۶۰، بلکه حتی دستاوردهای جنگ داخلی و دوران بازسازی را نیز به عقب می راند. زنان را از طریق وحشیگری و خفقان مادری اجباری به بردگی میکشد. وجود مردم ال.جی.بی.تی.کیو را از روی زمین محو می کند. حقوق دموکراتیک را پایمال میکند. قوانین بینالمللی را نقض میکند. سیاستمداران و قضات را تهدید و به آنها حمله میکند. راه را برای ترور بیحد و حصر علیه مردم هموار میکند. فروپاشی محیط زیست را تسریع میکند. دسترسی به علم و دارو را مورد حمله قرار میدهد که به قیمت جان میلیونها نفر تمام میشود. منابع و گنجیه دانش بشری را نابود میکند. حقیقت را نابود کرده و منطق و خرد را به سخره می گیرد؛ آفرینش هنری را مطیع قدرت کرده و مجبور به پیروی از ستمگری فاشیستی می کند. هر آنچه که شایسته، اخلاقی و خوب است را آماج حمله اش قرار می دهد. همه این ها را بنا به خواست و هوس یک مستبد دیوانه و فرومایه انجام می دهد.» (تمام بیانیه را در همین شماره آتش بخوانید)
به قدرت رسیدن این فاشیسم امری خلق الساعه یا تصادفی نبود. باب آواکیان، نظریه پرداز کمونیسم نوین و رهبر انقلاب در آمریکا، در طول ۳۰ سالگذشته، حرکت نقشه مند فاشیست های مسیحی برای گرفتن زمام قدرت در آمریکا را تحلیل کرده است. او می نویسد: «اگر این تحلیل که در مورد واقعیت فاشیسم هشدار می داد، بارها نادیده گرفته نمی شد یا با مقاومت لجوجانه … روبرو نمی شد، … به احتمال زیاد امروز با موقعیت وحشتناکی که اکنونمجبور به مقابله با آن هستیم، روبرو نبودیم. … هرچند نباید «در گذشته» زندگی کرد اما قطعاً باید از آن بیاموزیم.» (پیام انقلاب شماره ۱۴۱؛ تمام پیام را در همین شماره بخوانید)
اکثریت قریب به اتفاق کسانی که از انتخاب ترامپ به ریاست جمهوری ناخشنود بودند، هرگز تصور نمی کردند و نمی خواستند ببینند که رژیم ترامپ گام به گام حکومت دهشت خود را مستقر می کند. ترامپ در ژانویه ۲۰۲۵ وارد کاخ سفید شد و فوراً با انتصاب سه قاضی محافظه کار به دیوان عالی قضایی، راه را برای لغو آزادی سقط جنین باز کرد. سپس، بیش از ۲۰۰ قاضی محافظه کار را در شهرهای مختلف منصوب کرد با این هدف که تفسیر فاشیستی از قوانین اساسی آمریکا را برای سال های آینده تضمین کند، موانع «قانونی» در مقابل سیاست های ضد مهاجرتی و لگدمال کردن حقوق ابتدایی آزادی بیان را بردارد و اقدامات و سیاست های مربوط به مقابله با نابودی محیط زیست را ملغا کند. ترامپ فورا کمک های مالی به سازمان جهانی بهداشت که کمک به مناطق محروم دنیا بود را قطع کرد. دولت فدرال را موظف کرد که فقط جنسیت «زن» و «مرد» را به رسمیت بشناسد و بودجه فدرال برای خدمات تایید هویت جنسیتی را حذف کند. به موازات این اقدامات در داخل، در خارج از امریکا نیز ادامه و تشدید نسل کشی مردم فلسطین در غزه توسط اسرائیل را تقویت کرد و سرکوب دانشگاه ها و دانشجویانی را که علیه این نسل کشی دست به اعتراض زده بودند آغاز کرد.
رژیم ترامپ برای عملی کردن سیاست اخراج مهاجرین، به پلیس امنیت «اداره مهاجرت و گمرکات» (موسوم به آیس) اختیارات ویژه داد. این نیروهای امنیتی با نقاب و لباس شخصی و ماشین های بدون نام و نشان، در شهرهای عمده آمریکا به شکار مهاجرین می پردازند. تابستان گذشته ترامپ، گارد ملی (بخشی از ارتش آمریکا) را وارد واشنگتن کرد و وظایف پلیس محلی را تحت کنترل دولت درآورد. بهانه ترامپ وجود «وضعیت اضطراری جرم و جنایت» در این شهر بود. این کار، آغاز پلیسی کردن شهرهای مختلف آمریکا بود. شهرهای دیگری مانند شیکاگو و پورتلند آماج بعدی اقدامات پلیسی رژیم ترامپ بودند. شکل دیگر از پلیسی کردن فضا، رژه شبانه نیروهای مسلح پلیس در شهرها و انداختن نورافکن به همه خانه هاست. بهانه دیگر برای پیاده کردن گارد ملی، سرکوب مبارزات مردم در مقابل سیاست های ضد مهاجرت است. شهر پورتلند یکی از شهرهایی است که به علت مقابله با سیاست های ضد مهاجرت، «مجرم» خوانده شده است.
این سلسله اقدامات، حس اضطرار را در میان قشرهای بیشتری از مردم بیدار کرد. کم کم، نیروهای «رفیوز فاشیسم» و کمونیست های انقلابی که با نیروی کم فراخوان می دادند: «به خاطر بشریت تن به یک آمریکای فاشیست ندهید» از «تنهایی» در آمدند و حرکت های اعتراضی ضد رژیم فاشیستی، اوج گرفتند. بسیاری از افراد معروف مانند هنرپیشه های هالیوود خطر کرده و شیپور هشدار زدند. اکثر این ها نسبت به ماهیت ستمگرانه و جنایتکارانه آمریکای قبل از ترامپ، توهم دارند. اما، خواهان گسترش اعتراضات علیه این رژیم هستند و حاضر نیستند خود را محدود به سیاست حزب دموکرات کنند که خط مشی مقابله با ترامپ «از طریق صندوق رای» را می دهد. در این میان بسیاری از دانشجویان، اساتید دانشگاه، نویسندگان و هنرمندان و روزنامه نگاران وارد کارزار نقد رژیم ترامپ و مبارزه علیه آن شدند. در دانشگاه ها شبکه های دانشجویی در دفاع از مردم فلسطین و علیه نسل کشی اسرائیل تظاهرات کردند و با شعار «مقاومت کنید» ترامپ را تهدیدی برای آزادی بیان و حقوق بشر دانستند. زنان در سراسر آمریکا، خاصا زنان مهاجر و رنگین پوست، علیه محدود کردن حق سقط جنین، تبعیض شغلی و نابرابری جنسیتی اعتراضات وسیعی به راه انداختند. در مخالفت با ترامپ بخش های زیادی از مهاجرین لاتین تبار، مسلمانان و آسیایی تبارها و بخش مهمی از ایرانیان مقیم آمریکا نیز در کنار این گروه ها قرار گرفتند و در تجمعات و تظاهرات و حتی کمپین های انتخاباتی مخالف ترامپ شرکت کردند. هر چند که بخشی از ایرانیان با گرایشات سلطنت طلبی از ترامپ حمایت کردند. در مجموع، جامعه آمریکا میان پیروان رژیم فاشیستی ترامپ و مخالفین آن قطبی شده است. به تعبیر باب آواکیان: «اکنون دو کشور ایالات متحده آمریکا وجود دارد.»
درک این حقیقت مهم است که ترامپ مترادف با کل فاشیست ها نیست. فاشیست ها در قدرت هستند و در حال بازسازی ساختار دولت هستند. به طور جدی، جهت گیری استراتژیک برای فاشیستی کردن آمریکا دارند و به طور نقشه مند بر روی آن کار می کنند.
ارتش به عنوان ابزار تحکیم رژیم فاشیستی
ارتش آمریکا بخش تعیین کننده ای از ساختار دولت است. ترامپ و وزیر دفاع فاشیست او به نام «پیت هگست»، شروع به بازسازی ارتش کردند تا آن را به طور کامل تبدیل به یک نهاد فاشیستی عریان با ارزش های برتری طلبی سفید، مردسالار و بنیادگرای مسیحی، میهن پرستی امپریالیستی، ضد سیاهان، ضد لاتین تباران و ضد علم کنند. در این راستا، یک ماه پیش (سپتامبر ۲۰۲۵) وزارت دفاع آمریکا را به وزارت جنگ تغییر نام داد. هدف از این تغییر نام تمرکز بر قدرت نظامی و آمادگی برای جنگ است. این رئیس جمهور فاشیست معتقد است که نام «وزارت جنگ» پیام قوی تری به داخل و خارج می فرستد و نشان می دهد که آمریکا دارای اراده پیروزی در جنگ ها است. ترامپ سخت در تلاش است تا ارتش آمریکا را به لحاظ دکترین و پرسنل چنان تغییر دهد که تبدیل به ابزار بی چون و چرای تحکیم رژیم فاشیستی در داخل و پیشبرد سیاست های جهانی اش کند. بسیاری می گویند این امر ناممکن است زیرا افسران به «قانون اساسی» آمریکا سوگند می خورند. اما نزدیک به سی سال است که فاشیست های مسیحی در ارکان ارتش آمریکا نفوذ کرده اند. این مساله بسیار تضادمند است.
ارتش آمریکا همواره نهادی در خدمت نظام سرمایه داری امپریایستی آمریکا و سلطه گری و غارت آن در جهان بوده است. اما، این گام به سمت فاشیستی شدن آن را برای بشریت به مراتب خطرناک تر می کند. هنوز معلوم نیست که این سیاست، چه فرآیندهای محتملی را به راه خواهد انداخت. پیشاپیش عده ای از ژنرال های بازنشسته، خواهان «نافرمانی» ارتشیان شده اند. آنان استدلال می کنند که اصل مرکزی در ارتش ایالات متحده، سوگند خوردن به قانون اساسی است و نه به یک فرد یا حتا به یک حزب. اما ترامپ و هگست می خواهند که افسران و سربازان به ترامپ و رژیم فاشیستی او سوگند وفاداری بخورند.
تضاد دیگر و مهمتر این است که بیش از ۴۰ درصد از نیروی این ارتش را سیاهان و لاتین تباران تشکیل می دهند. در حالی که دکترین بازسازی فاشیستی ارتش، شامل ارزش های برده داری ضد سیاهان و ضد لاتین تباران است. دکترین دیگر این بازسازی آن است که ارتش آمریکا حتا ظواهر توجه به قوانین جنگ را نیز باید از بین ببرد و آشکارا به عنوان یک ارتش متجاوز و قانون شکن حرکت کند.
در ۲۵ سپتامبر، پیت هگست حدود ۸۰۰ نفر از ژنرال و افسران ارتش آمریکا را به یک جلسه فراخواند تا روز ۳۰ سپتامبر در پایگاه تفنگداران دریایی در ایالت ویرجینیای آمریکا حاضر شوند. این گردهمایی شبیه گردهمایی ژنرال های آلمانی در ژوئیه ۱۹۳۵ در برلین بود که در آن از ژنرال ها خواسته شد تا سوگند قبلی شان به قانون اساسی جمهوری وایمار را باطل کنند و سوگند خوردن باید به شخص «رهبر» یعنی هیتلر باشد. اکثر ژنرال ها برای حفظ موقعیت خود چنین کردند. (به نقل از رولوشن، مقاله «بازسازی نیروهای مسلح به مثابه چکش سرکوب فاشیستی»، ۲۹ سپتامبر)
یکی از پیام های مهم این جلسه، در رابطه با «داخل» آمریکا بود. هگست اعلام کرد که «دشمن از درون به ما اعلام جنگ کرده است» و «آمریکا از درون به اشغال درآمده است. این جنگ سخت تر است چون اشغالگران یونیفرم به تن ندارند. وقتی یونیفورم داشته باشند، می توانید آنان را از بین ببرید. این وظیفه بخش بزرگی از کسانی که امروز در این جلسه هستند خواهد بود.» (نشریه رولوشن، ۶ اکتبر: ترامپ و هگست به هشتصد ژنرال می گویند که باید با دشمن «درونی» بجنگند)
در ۲۶ سپتامبر، هگست مدال افتخار سربازان آمریکایی که در سال ۱۸۹۰ بومیان آمریکایی را در «زانوی زخمی» کشتار کرده بودند، احیاء کرد. این مدال افتخار در زمان وزیر دفاع پیشین آمریکا (لوید آستین) ملغا شده بود. هگست گفت این قتل عام نبود بلکه یک نبرد بود. پیش از این، در ۲۰ سپتامبر، وزارت دفاع آمریکا (معروف به پنتاگون) که اکنون «وزارت جنگ» نام گذاری شده است، محدودیتهای عمده جدیدی برای رسانهها وضع کرد و به رسانه ها اعلام کرد که هرگونه اطلاع رسانی آنها در مورد «وزارت جنگ» باید توسط این وزارت خانه تایید شود.
مبارزه علیه رژیم ترامپ و سرنگونی آن خدمت بزرگی به بشریت است و راه را برای انقلاب باز می کند
در جامعه آمریکا دو خط برای مبارزه با ترامپ موجود است. از یک طرف حزب دموکرات آمریکا است که تلاش دارد در چهارچوب انتخابات مردم را سازماندهی کند. حزب دموکرات در دهه گذشته خود عامل مهمی در نرمالیزه کردن فاشیسم در آمریکا بود. باید توجه داشت فاشیسم ترامپ از درون سیستم سرمایه داری- امپریالیستی بیرون آمده، همانطور که همین سیستم، فاشیسم هیتلری را تولید کرد. فاشیسم، دیکتاتوری عریان طبقه حاکمه بورژوازی است، که تمام نرم های گذشته سوسیال دموکراسی در غرب را زیر پا گذاشته و می گوید برای خروج از بحران راه حل دارد. در مقابل رویکرد حزب دموکرات، جنبش رفیوز فاشیسم رویکرد متفاوتی دارد. کمونیست های انقلابی در آمریکا، از مبارزه «رفیوز فاشیسم» حمایت می کنند و بر این باورند که مقاومت علیه فاشیسم می بایست بر مبنای انقلاب صورت گیرد. آواکیان در پیام ۱۳۲ تاکید می کند: «آنچه «رفیوز فاشیسم» خواستار آن است، صرفاً یک اعتراض دیگر نیست … خواستار یک بسیج و همگرایی بیسابقه و تاریخی میلیونها نفر در واشنگتن دی سی است – مصمم به ایجاد یک «زلزله سیاسی عظیم از پایین» که منجر به یک بحران سیاسی عمیق شود، به گونهای که موجودیت کاملاً ناموجه رژیم فاشیستی ترامپ را به طور واضحتری برجسته کند و باعث تحریک و انگیزه تغییرات و صفبندیهای اساسی در سراسر جامعه، از جمله در نهادهای غالب شود، به گونهای که این رژیم دیگر نتواند عملکرد داشته باشد و نتواند در قدرت باقی بماند. به واقع، متحد کردن و بسیج نیروی میلیونها نفری که مصمم به بیرون راندن واقعی این رژیم فاشیستی هستند، با مشکلات دلهرهآور و موانع قدرتمندی روبرو خواهد شد. اما اگر به این رژیم اجازه ماندن در قدرت داده شود، پیامدهای وحشتناکی خواهد داشت، بسیار فراتر از وحشت آفرینی های کنونی.» آواکیان تاکید می کند که، بیرون راندن رژیم ترامپ با این روش، نه تنها ممکن است بله در واقع «تنها امکان واقعی» است: «تنها امید بشریت این است که در این کشور مردم شرافتمند در مقیاس میلیونی قیام کنند تا فراخوان «رفیوز فاشیسم» تبدیل به یک واقعیت قدرتمند شود.»
رژیم ترامپ، خاورمیانه و جمهوری اسلامی
جمهوری اسلامی و رهبر آن سال هاست که در رویای شکل گیری یک «نظام چند قطبی» جهانی به سر می برند؛ نظمی که در آن قدرت های امپریالیستی چون آمریکا، چین و روسیه به طور هم زمان، دنیا را اداره کنند. این چشم انداز، بارها از سوی رهبران چین و روسیه نیز در قالب نهادهای بینالمللی نظیر «سازمان همکاری شانگهای» و ائتلاف «بریکس» مطرح شده است. اما، چنین تحولاتی از منظر امپریالیسم آمریکا –بهویژه رژیم ترامپ، مطلقاً غیرقابل پذیرش است. رقابت میان همه قدرتهای امپریالیستی در جریان است، اما آمریکا تمرکز خود را بر مهار چین قرار داده و سایر کشورها (مانند امپریالیسم روسیه و قدرت های امپریالیستی اروپا) را ناگزیر به انتخاب میان صفآرایی در کنار یا در برابر آمریکا کرده است. رژیم ترامپ با شعار «بازگرداندن شکوه گذشته به آمریکا»، در واقع به دنبال احیای قدرت امپریالیسم آمریکا بهعنوان سرکرده سیستم سرمایه داری-امپریالیسم جهانی است. بخشی از این راهبرد، تثبیت هژمونی آمریکا بر مناطق ژئوپلیتیکی کلیدی جهان، از جمله خاورمیانه است.
موقعیت فلاکت زده جمهوری اسلامی را در این چارچوب باید فهمید. هیاهوهای ضد آمریکایی جمهوری اسلامی، در واقع چانه زنی ای است با امپریالیسم آمریکا برای دست یافتن به جایگاهی در سلسله مراتب دولت های مرتجع خاورمیانه که همگی خدمتگزاران سیستم سرمایه داری-امپریالیسم هستند. آگاهی به این واقعیت و تعلیم یافتن مردم نسبت به ماهیت امپریالیسم آمریکا، به مردمی که برای سرنگونی جمهوری اسلامی روزشماری می کنند، دید تیزی از «دوست و دشمن» داده و جهشی در شکل گیری یک جبهه با ثبات برای سرنگونی جمهوری اسلامی ایجاد خواهد کرد. مردم باید عمیقاً درک کنند که ایستادگی علیه نسل کشی اسرائیل در غزه، بخش مهمی از تدارک سیاسی برای سرنگونی جمهوری اسلامی است. مردم باید درک کنند که خیزش جهانی علیه نسل کشی در غزه، در واقع فریاد مردم جهان است که می گویند، ما چنین دنیایی را نمی خواهیم که در گوشه و کنار آن صدها میلیون انسان نه فقط با فقر کشنده و ویرانی محیط زیست که با کشتار جمعی و حکومت های فاشیستی دینمدار مسیحی و یهودی و اسلامی و هندو … و جنگ سالاران بی رحم مواجهند.
از هم اکنون نمی توان روندهای آینده را پیش بینی کرد. اما یک چیز را با قطعیت می توان گفت. این که هدف رژیم ترامپ استقرار آمریکای قدرتمند در خاورمیانه است و این امر از طریق مسالمت آمیز رخ نخواهد داد بلکه با خشونت انجام خواهد شد. ما با آینده ای دهشتناک روبرو هستیم که سرنگونی جمهوری اسلامی را عاجل تر از همیشه می کند تا بتوانیم بر خاکستر جمهوری اسلامی، «جمهوری سوسیالیستی نوین» را مستقر کنیم. تنها از این طریق مردم صاحب بر سرنوشت خود شده و قادر و توانمند و متحد خواهند شد تا هم زخم های ستم و استثمار گذشته را بشویند و آنها را التیام بخشند و هم با دهشت هایی که رقابت های امپریالیسم آمریکا و رقبای روسی و چینی اش، در خاورمیانه و ایران تولید خواهد کرد، روبرو شده و ایران را برای همیشه از پیکر سیستم سرمایه داری- امپریالیسم که اکنون تبدیل به تهدید وجودی برای نوع بشر و کره زمین شده است، جدا کنند.