«دسته های انقلابی سربداران» (داس)
مارکس به درستی می گوید، در هر نبرد، نیروی مادی تنها می تواند با نیروی مادی سرنگون شود! این سخن، در شرایط کنونی ایران به معنای آن است که اگر انقلاب کمونیستی هزاران رزمنده سازمان یافته و میلیون ها حامی پیدا نکند، نمی توان آن را به ثمر رساند. تشکیل ««دسته های انقلابی سربداران»* بر اساس هدف انقلاب و نقشه راه برای انجام آن که در سند «استراتژی انقلاب» تدوین شده است، می تواند گام مهمی در به وجود آوردن چنین نیرویی در شرایط کنونی ایران باشد.
باب آواکیان می گوید: «شما با داشتن نیروهای سازمان یافته که حول یک خط انقلابی متحد شده اند، بر صحنه تاثیر میگذارید… اگر قرار است میلیون ها نفر را در انقلاب رهبری کنید باید نیروی سازمان یافته هزاران نفره داشته باشید؛ نیروی سازمان یافته هزاران نفری که مرتبا افزایش می یابد، سمت و سو داده می شود، سازمان دهی می شود، تعلیم پیدا می کند و به عنوان یک نیروی انقلابی واقعی و قطب جاذبه، رهبری می شود.»
سبک کار «داس» به این صورت خواهد بود: این دستهها باید محتوای انقلاب، ضرورت آن و امکان تحققش را با صراحت و روشنی مطرح کنند. آنها باید تلاش کنند تا در محلات، مناطق و فضاهای گسترده حضور یابند تا مردمی که تحت تأثیر قرار میگیرند، خود وارد فعالیت برای گسترش این جریان شوند. این دستهها باید از سند «استراتژی انقلاب» برای اثرگذاری سیاسی استفاده کنند و در صورت نیاز، اوراق و نوشتههایی منتشر کنند که اصول تدوینشده انقلاب در این سند را توضیح میدهند. استمرار در کارِ اثرگذاری سیاسی و سازماندهی بر پایه آن ضروری است؛ در غیر این صورت، این دستهها هرگز نمیتوانند گسترش یابند یا نیروی لازم برای انقلاب را انباشته کنند. هر «داس» تازهتشکیل نیز بر اساس سند «استراتژی انقلاب» و اصول تشکیلاتی «دستههای انقلابی سربداران» آموزش میبیند و سپس از طریق اثرگذاری سیاسی، شبکههایی سازمانیافته از گردانها و گروههای جوانان را گسترش میدهد. دستههای انقلابی سربداران، در حالی که بر استحکام و ارتقای تشکیلاتی خود پافشاری میکنند، همزمان با مبارزات مردم علیه جنایتهای جمهوری اسلامی همراه میشوند و میکوشند به قطب اثرگذارِ صدای انقلاب در میان مردم تبدیل شوند.
اصول تدوین شده برای ایجاد «دسته های انقلابی سربداران»، طوری تدوین شده است که مختصات سیاسی امروز را بر اساس رویکرد استراتژیک در بر داشته باشد.
اصول تشکیلاتی آن ساده است: اعضای آن باید با تعهد به اصول تدوین شده وارد آن شده و آن اصول را تبلیغ کرده و برایش مبارزه کنند. هستۀ مرکزی این دسته ها کمونیست های انقلابی هستند. یعنی کسانی که تعهد جدی و محکم به انقلاب دارند، از رهبری حزب پیروی می کنند و متکی بر کمونیسم نوین هستند. اما این دسته ها، فضای وسیعی را برای کسانی که بهتازگی با انقلاب آشنا میشوند باز میکنند و جایی است که شمار وسیعی می توانند به طور سازمان یافته در مبارزه برای انقلاب شرکت کنند و آن را نمایندگی کنند. همه می توانند در هر سطحی به این انقلاب کمک کنند و به مرور با کسب تجارب بیشتر و درک عمیقتر، مسئولیتهای بیشتری بگیرند. مهم آن است که همگی با هم بهعنوان یک جمع سازمانیافته که راهنمایشان نقشه استراتژیک و برنامه انقلاب است به ساختن انقلاب در صفوف وسیعتر تودههای مردم بپردازند و همزمان، درک خود را از اصول، روشها و اهداف این انقلاب عمیقتر کنند.
محور فعالیتهای این مقطع باید رشد و گسترش «دسته های انقلابی سربداران» در سراسر کشور باشد. باید به جایی برسیم که شبکههایی از توده های سازمان یافته داشته باشیم که با هم کار میکنند تا خبر انقلاب را اشاعه دهند و مردم را در انقلاب متشکل کنند. ستون فقرات این دسته ها زنان و مردان جوان خواهند بود. اما بی تردید رده های سنی با تجربه تر نقش مهمی در گردهم آوردن جوانان و کمک به آنها در تشکیل منظم و امن این دسته ها بازی خواهند کرد. ما باید با سخت کوشی و دقت در هر جا که می توانیم چنین دسته هایی را بسازیم. هم زمان، این الگوی فعالیت را از طریق مجازی در سطح وسیع تبلیغ و ترویج کنیم و فراخوان دهیم که از پیر و جوان مبتکر تشکیل «دسته های انقلابی سربداران» در محله و منطقه خود باشند؛ خودشان را نسبت به اصول مرکزی و اهداف انقلاب آگاه کنند و با تودههای دیگر در میان اقوام و معتمدین محل و شهر تماس گرفته و آنها را نیز حول اصول مرکزی و اهداف انقلاب جمع کنند. سپس، به طریقی امن با افرادی که چهره های شناخته شده و کانال های حزب هستند تماس بگیرند تا برای ادامه کار کمک و رهنمود دریافت کنند. همه باید بدانند: در هر نقطۀ کشور که باشیم و شمار نیروهایمان هر اندازه که باشد، همگی بخشی از یک جنبش سراسری هستیم و همراه با تودههای مردم در نقاط دیگر کشور، هدفمان آن است که تمام جامعه را تحت تاثیر قرار داده و انقلابی را برای سرنگونی تمامیت نظام و با در نظر داشتن کل جهان، سازمان دهیم.
تعهدات و رویکردهای اساسی «دسته های انقلابی سربداران»
- تبلیغ و ترویج انقلاب (همهی جوانب انقلاب: از علم انقلاب تا هدف، استراتژی و خط سیاسی و سازمانِ رهبری آن با تاکید بر سند «استراتژی انقلاب»): بیشتر کسانی که باید در یک انقلاب نقش داشته باشند ــ و حتی آنهایی که بیش از همه به چنین تغییری نیاز دارند ــ معمولا چیزی درباره این انقلاب نمیدانند. بسیاری از مردم فکر میکنند همین وضع موجود تنها وضع ممکن است. اگر افق دید مردم بالاتر برود و بتوانند امکان ساختن یک جامعه کاملاً متفاوت را تصور کنند، امید آنها به یک تغییر واقعی بیشتر میشود. این امید، وقتی بر پایه درک علمیِ ضرورت و امکان انقلاب به وجود بیاید، میتواند نیروی بالقوه بزرگی را در جامعه بیدار کند.
- اصول اخلاقی شرافتمندانه ای که در این مبارزه باید به آن متعهد بود: «سَر دادن اما سِرٌ ندادن» یک رفتار مهم در میان انسان های شرافتمند است و محدود به انقلابیون نیز نیست. هر عضو «دسته انقلابی سربداران» باید متعهد به این رفتار باشد. فقط با این سیاست، در زندان و زیربازجویی می توان دشمن را شکست داد. در زندان باید اتحاد در مقابل دشمن را حفظ کرد و فارغ از اختلافات سیاسی، از یکدیگر مواظبت کرد تا سلامت ذهنی و جسمی هر فرد حفظ شود و مهمتر از آن، مقاومت یاران در مقابل دشمن درهم شکسته نشود.
در بیرون از زندان نیز، هرگز نباید در مورد یاران و فعالیت دسته های خود و همچنین در مورد دیگر جریان های مخالف رژیم، اطلاعاتی را پخش کرد که موجب استفاده دشمن شود.
در مقابل عناصر عقب مانده همواره باید هشیار بود. اینان کسانی هستند که برای سودجویی وارد مبارزه می شوند و می خواهند از انقلاب برای خود کلاهی بدوزند. یکی از ضعف های این تیپ آدم ها که به ضرر انقلاب است، عادت به غیبت سیاسی و شخصی و خبرچینی است. به یک کلام، «آدم فروشی» و «خبرچینی» را در صفوف مخالفین رژیم نباید تحمل کرد. پایبندی به معیارهای فرآیند مبارزه فکری و سیاسی و تعهد به انقلاب، ماهیت این افراد را خیلی زود آشکار می کند و امکان دور شدن از آنها را فراهم می کند.
همواره باید هشیاری خود را در مقابل جاسوس های رژیم و نفوذ آنها در محافل مبارزین حفظ کرد. استفاده از ابزارهای «هوشمند» مانند تلفن هوشمند در جلسات «داس» ممنوع است. هنگام رفتن به سر قرار با یاران باید تلفن های همراه و هر دستگاه هوشمند دیگر را در خانه گذاشت. همواره میان فعالیت علنی (در محافل فرهنگی و شوراهای کارگری و معلمین و بازنشستگان و غیره) و «داس» فاصله گذاری کرد تا دشمن از «علنی» به «مخفی» نرسد. رعایت همین اصول ساده موجب استمرار فعالیت خواهد شد.
- برابری میان زن و مرد. قبول رهبری زنان و تقویت این رهبران، از اصول مهم «داس» است. احترام به فرهنگ و حقوق ملل تحت ستم ایران، از اصول «داس» است. برابری میان انسان ها از هر ملت، از هر جغرافیا، از هر گرایش جنسی، با هر تبار و خاستگاه طبقاتی، از اصول اساسی «داس» است. احترام رفیقانه به یکدیگر و به مردم، در سخن و ادب و عمل، فرهنگ «داس» را تشکیل می دهد.
- کشیدن خط و مرز با گروه های سیاسی، شبه نظامی و نظامی وابسته به دولت های خارجی جزو اصول «داس» است. هیچ فرق ماهوی میان آنها و نهادهای سیاسی، نظامی و شبه نظامی جمهوری اسلامی نیست. همه آنها دشمن مردم هستند. یکی از وظایف «دسته های انقلابی سربداران» این است که با جوانانی که پیوستن به نیروهای شبه نظامی مزدور خارجی را «مثبت» و یا تحت عنوان «راه دیگری نیست» توجیه می کنند، به طور جدی مقابله کرده و آنان را از این بیراهه برحذر بدارند.
- تبلیع می شود که بهعلت بالا بودن قدرت سرکوب رژیم، نیروهای انقلابی نمیتوانند با حکومت بجنگند و پیروز شوند. پس باید به «قدرت خارجی» متوسل شد. این اشتباه است. اولا، تجربه نهچندان دور سال ۱۳۵۷ و جایگزین شدن رژیم سلطنتی شاه با رژیمی بس کریهتر نشان داد که هر «تغییری» تغییر مثبت نیست. قدرتهای «بزرگی» که حیاتشان با ستم و استثمار شنیع مردم جهان آبیاری میشود هرگز روزنهای برای آن نوع تغییری که ذرهای به سود مردم این کشور یا هر کشور دیگر باشد، باز نکردهاند و نمیکنند. این واقعیتی است که مردم جهان بهطور مکرر و بهتلخی تجربه کردهاند و تکرار آن هیچ ضرورتی ندارد. ثانیا، ارتشهای قدرتمند امپریالیستی بارها به دست نیروهای انقلابی که در ابتدا ضعیف بودهاند شکست خورده و آخرین نمونهاش جنگ ویتنام است. نیروهای نظامی جمهوری اسلامی قویتر از ارتش آمریکا نیستند که نتوان آن را شکست داد. اینها حقایق پیشاپیش ثابتشدهای هستند اما جایی در آگاهی جوانان ندارند و این معضل بسیار بزرگی است. زیرا ستون فقرات و رهبران استراتژیک جنگ انقلابی باید از میان همین جوانان برخیزند و تازمانیکه افکار اینان عوض نشود و آگاهی علمی پیدا نکنند که انقلاب چیست، چرا ضروری است و چگونه میتوان آن را بهثمر رساند، هرگز قادر به ایفای چنین نقشی نخواهند بود.
- ما قدرت ویرانگر و مهلک دشمن را جدی می گیریم اما با نگاه علمی به این مساله نگاه کرده و می بینیم که این قدرت را می توان شکست داد. علت این که در تصور مردم نمی گنجد که می توان این قدرت را در عمل شکست داد این است که به صورت علمی به تضادمند بودن کل نظام نگاه نمی کنند. این نظام فقط به واسطه مبارزه ما نیست که درهم خواهد شکست. نظام جمهوری اسلامی دارای گسلهای متعددی است که یک به یک و گاه همگی به یکباره دهان باز میکنند و رژیم را درگیرِ بحرانهای بود و نبود میکنند. بحران های نظام، عمدتاً محصول غیرقابل حل شدن تضادهای درونی اش است. اما هیچ دولتی، خود به خود سرنگون نمیشود. برای این کار، انقلاب لازم است. یک نیروی انقلابی سازمان یافته لازم است که از این ضعف ها استفاده کند و راه انقلاب را باز کند. ما این طور به مساله نگاه می کنیم.
- اکنون ما شاهد آن هستیم که «روال معمول» در کارکرد نظام، بهطور اساسی بر هم خورده و طبقه حاکمه جمهوری اسلامی دیگر نمی تواند بخش عظیمی از مردم را بازی داده و مرعوب کند و به این ترتیب «مهارشان» کند. اما در این اوضاع، عامل مبارزه انقلابی هدفمند و نقشه مند غایب است و این نقصانی است که باید برطرف کرد و در واقع، همراه با بقیه فعالیت های انقلابی، شکل سازماندهی «دسته های انقلابی سربداران» می تواند خدمت بزرگی به رفع این نقصان کند.
- هر استراتژی ای که متکی بر شکاف های میان استثمارگران باشد، بی تردید این نظام ستم و استثمار را دست نخورده نگاه خواهد داشت و بازنده بزرگ آن اکثریت مردم خواهند بود. شکافهای بزرگ در داخل حکومت هست و شکاف و تضاد بزرگی میان این حکومت و امپریالیسم آمریکا و اسرائیل هست. اما این نوع شکاف ها، شکاف «درون» طبقات استثمارگر است. به حساب آوردن این شکاف ها، در پیشبرد استراتژی انقلاب مهم هستند. اما استراتژی انقلاب را هرگز نمی توان بر روی آن استوار کرد. استراتژی انقلاب ما استوار است بر تضاد طبقاتی خصمانه میان پرولتاریا و بورژوازی که تبارزات آن عبارتند از: حاکمیت فاشیسم دینمدار، سرکوب امنیتی و سرکوب آزادی بیان، گسترش فقر و بیکاری، انباشت ثروت دست اقلیتی انگلی، ستم بر زن، ستم بر ملل مختلف، مهاجرهراسی، جنگ های ویرانگر، نابودی محیط زیست.
- ما ایران پرست نیستیم. ما انترناسیونالیست هستیم. افق رهایی بخش ما به ورای مرزهای ایران کنونی می رود و همه بشریت را در بر می گیرد. در نتیجه ما نمی توانیم، هیچ نزدیکی ای با قدرت های امپریالیستی که هشت و نیم میلیارد انسان کره زمین و کل سیاره زمین را در مرز مرگ و زندگی نگاه داشته اند، دوستی داشته باشیم. ستیز با حقوق ملل کرد و بلوچ و دیگر ملل تحت ستم ایران تحت عنوان «مقابله با تجزیه» هیچ جایی در سیاره انقلاب ما ندارد. ما بچه های دی ۹۶، آبان ۹۸، خیزش آب اهواز ۱۴۰۱، خیزش زن، زندگی، آزادی ۱۴۰۱، خیزش دی ۱۴۰۴ و… هستیم. این ها زمین «جنبشی برای انقلاب» را شخم زده اند. ما باید بذرهایی در این زمین بکاریم که تبدیل به جنگل های استوایی برای انقلاب جهانی شوند.
- ما زن و مرد جنگیم اما جنگ را بر مبنای یک استراتژی (نقشه راهبردی) که هدف سیاسی مشخصی قطب نمای آن است، پیش می بریم. این هدف و استراتژی بر مبنای درک علمی از جامعه ایران و تضادهای طبقاتی و اجتماعی آن و نیاز اکثریت مردم این سرزمین، تبیین شده اند. پس در «داس»، ما دائما دورهمی تئوریک برای کسب شیوه تفکر علمی داریم تا بتوانیم مسیر انقلاب را با اشتباهات کمتر ترسیم کرده و طی کنیم.
- ما انقلابی هستیم و نه انتقام جو. افق انتقام جویی، در عمل یعنی «من می خواهم آن بالایی ها را سرنگون کنم و جای آن ها بنشینم». عده ای از جوانان مناطق محروم شهری و روستاها در سال ۵۷ با همین نگاه اسلامگرا شدند و سران سپاه و ماموران امنیتی و رهبران سیاسی شدند که جوانان مناطق محروم امروز -که علیه آنها شورش می کنند – را زباله می دانند و آنان را به رگبار می بندند و در تخت بیمارستان به آنان تیر خلاص می زنند تا از جایگاه قدرتشان حفاظت کنند. جوانانی که در «داس» متشکل می شوند هرگز نباید چنین تصوری از «انقلاب» داشته باشند. ما برای ریشه کن کردن نظام ستم و استثمار و استقرار جامعه ای می جنگیم که میلیاردها برابر بهتر برای همه آحاد بشر است. ما برای کمونیسم می جنگیم. نه فقط در ایران بلکه در جهان.
- ما نیازمند برخورد عقاید متفاوت هستیم تا شادابی فکری خود را حفظ کنیم؛ تا بهترین راه رسیدن به هدف را پیدا کنیم؛ تا به بهترین وجه از مسائل پیچیده سیاسی و اجتماعی سر در بیاوریم.
- ما یکدیگر را در نبردها، از دست خواهیم داد. اما افق رهایی بخش مان را از کف نخواهیم داد. در شکست ها و مواجهه با از دست دادن رفقا و یاران، اندوه را به خشم و سازماندهی برای سرنگون کردن این حکومت و کل نظام ستم و استثمار سرمایه داری که مردم سراسر جهان و سیاره زمین را محکوم به مرگ تدریجی کرده است خواهیم کرد.
سرنگون باد جمهوری اسلامی، پیش به سوی جمهوری سوسیالیستی نوین در ایران
*نام سربداران از قیام سربداران در شهر آمل، در ۵ بهمن ۱۳۶۰ گرفته شده است؛ قیامی به رهبری اتحادیه کمونیستهای ایران با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی.





