شهرنوش پارسی پور: رمان نویس، زندانی سیاسی، منتقد تیزبین و شجاع دین سالاری و پدرسالاری

به اشتراک گذاشتن
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

ژیلا انوشه

شهرنوش پارسی پور روز جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵ در بیمارستانی در حومه سان‌فرانسیسکو در هشتاد سالگی درگذشت. او با رمان کوتاه «زنان بدون مردان» و رمان بلند «طوبا و معنای شب» شناخته می شود. همچنین کتاب «خاطرات زندان» وی در زمره نخستین و تاثیرگذارترین آثار در ژانر ادبیات زندان پس از سال ۱۳۵۷ است و به عنوان نمونه ای از تجربه زنانه در زندان های جمهوری اسلامی در دهه ۱۳۶۰ محسوب می شود. این کتاب، حاصل گذراندن بیش از چهار سال در زندان قزل حصار کرج بود. در سال‌های ۶۰ تا ۶۳ زندان قزل‌ حصار تحت مدیریت فردی به‌ نام «حاج داوود رحمانی» اداره می‌شد؛ دوره‌ای که در روایت‌های زندانیان سیاسی به‌عنوان «دوران وحشت» شناخته می‌شود. شیوه‌ شکنجه موسوم به «تابوت» از ابتکارات او بود و به‌عنوان یکی از خشن ‌ترین روش‌ های اعمال فشار روانی و جسمی بر زندانیان مورد استفاده قرار می‌گرفت. از دیگر ویژگی‌های این دوره، رفتار و کلام زن‌ستیزانه «حاج داوود» بود که زنان زندانی با تحقیرآمیزترین ادبیات و شدیدترین فشارهای روانی و جنسیتی مواجه می‌شدند. این رویکرد، بخش مهمی از سازوکار سرکوب در آن سال‌ها را تشکیل می‌داد و آثار آن تا سال‌ها در خاطرات و شهادت‌های زندانیان باقی مانده است.

پارسی‌پور نخستین بار در سال ۱۳۵۳ در اعتراض به اعدام گلسرخی و دانشیان و دستگیری عده ای دیگر افراد سیاسی و ادبی مانند فریده لاشایی، غلامحسین ساعدی، گلشیری و پرویز زاهدی استعفا داد که متعاقبا دستگیر شد و به مدت ۵۲ روز در زندان بود. متن نامه استعفایش می گوید: «به عنوان اعتراض به اعدام دو شخص مذکور و دستگیری ۴ نفری که اسم بردم استعفا می دهم. توضیح دادم که کمونیست نیستم و با انقلاب سفید مخالفتی ندارم و معترض به نظام سلطنتی هم نیستم. اما به اعدام های بی رویه و دستگیری های مشکوک معترضم. استعفا می دهم که به سهم خودم از آزادی و دموکراسی دفاع کنم».[۱] اما طولانی ‌ترین دوران حبس او به دهه شصت بازمی‌گردد که نزدیک به چهار سال و هفت ماه از عمرش را، بدون محاکمه رسمی، در زندان‌های جمهوری اسلامی به سر برد. به علت این که نشریات متعلق به برادرش هنگام ملاقات خواهر زندانیش در ماشین وی یافت شده بود.

جایگاه «خاطرات زندان» شهرنوش پارسی‌پور در ادبیات زندان

این کتاب در سال ۱۳۷۵ (۱۹۹۶) توسط نشر باران در سوئد منتشر شد و جزو اولین کتاب‌های خاطرات زندان زنان در دوران تبعید محسوب می‌شود. سندی است دست اول از شرایط زندان زنان در دهه ۱۳۶۰. این کتاب، علاوه بر روایت رنج‌ های مشترک همه زندانیان سیاسی، تفاوت رویکرد دژخیمان جمهوری اسلامی نسبت به زنان و مردان زندانی را آشکار می‌کند و نشان می‌دهد چگونه شکنجه‌های جسمی و روحیِ زنان با لایه‌ای غلیظ از تحقیرهای جنسیتی و جنسی همراه بوده است. کتاب همچنین نشان می دهد که واکنش به این زن ستیزی، همبستگی زنانه را نیز شکل می داد. 

کتاب حول چند درون مایه شکل گرفته است: به عنوان نمادی از مقاومت نویسنده ای که به خاطر نوشتن و فکر کردن زندانی شده است. دیگر این که این زندانی یک زن است و به قول زندانبان «مرزهای حیا را درهم شکسته». بنابراین به طور مضاعف باید شکنجه شود تا درهم شکند. کتاب مقاومت و همبستگی انسان ها در مقابل تنهایی و ترس را به تصویر می کشد: انسان هایی که بهترین های جامعه اند و توسط تفاله های جامعه به اسارت کشیده شده اند. کتاب ویژگی ای را ترسیم می کند که در اکثر کتاب های زندان غایب اند: زنِ زندانی سیاسی، دو بار مجازات می‌شود؛ یک‌بار به‌عنوان «دشمن نظام» و بار دیگر به‌عنوان زنی که حد و مرزهای تعیین‌شده برای جنسیت‌اش را شکسته است. کتاب جزییاتی را ثبت می کند و به خاطر می سپارد که معمولا در تاریخ های رسمی یا کلان وجود خارجی ندارند. از همه مهمتر جزییات مربوط به توهین های کلامی بازجو و زندانبان به زنان است. اشاره هایی که به «نجس» بودن زنان می کنند؛ این که اگر زن هستی، نویسنده بودن و فکر کردنت جرم است. فضایی که تشریح می کند: از تحقیرها و تهدیدها و لمس های آزاردهنده و یا ترس از آنچه ممکن است اتفاق بیفتد به شدت انسان را از این جماعت (از زن و مردشان) بیزار می کند. 

این کتاب روایت‌های تکان‌دهنده‌ای از زندگی زنان دربند دارد. اما یکی از نافذترین توصیف هایش ماجرای دختر جوانی است که همه او را دیوانه می‌پنداشتند؛ حتی دیگر زندانیان زن. چون با خون عادت ماهانه اش بر دیوارها نقش می‌کشید. در این ماجرا، هم شدت فشارهای روانی را می بینیم و هم مقاومت را. روزی «حاج داوود» با عربده کشی همیشگی اش وارد بند شد. طبق معمول زنان را با الفاظ رکیک تحقیر کرد و رو به آن دختر جوان، با اشاره به نقش های خونی روی دیوار، فریاد زد: کثافت! دختر جوان در نهایت خونسردی  پاسخ داد: « تو از توی همین کثافت بیرون اومدی». پارسی پور می نویسد: حاج داوود خشکش زد! زندانی ها بعضا ترسیده بودند و برخی دیگر در دلشان احساس پیروزی می کردند.

فصلی از کتاب خاطرات زندان، به زندان قصر – بند مواد مخدر می پردازد. نوشتن و شرح زندگانی زنان عادی زندانی و جرم و اتهام آنان دست کم در آن دوره در خاطرات زندان، بی نظیر بود. پارسی پور در این فراز از خاطراتش ما را با ستم هایی که بر بخش کثیری از زنان تهی دست این جامعه رفته، فقر و قوانین شرعی پدرسالار، روبرو میکند.

بخش هایی از این فصل:

«زندان مواد مخدر جهانی بود بسیار متفاوت از زندان سیاسی. در زندان سیاسی افراد می کوشیدند نمونه حسن اخلاق باشند و در عین حال با تمام توان خود مطالعه می کردند و در غیبت کتاب های علمی و فلسفی از هر تکه نوشته ای برای آموختن بهره می بردند. زندان مواد مخدر اما جایگاه کسانی بود که اغلب از کودکی به حاشیه اجتماع پرتاب شده بودند و از این رو به عمد می کوشیدند این حاشیه نشینی را به رخ بکشند و به نحوی کسب هویت کنند….از آن جایی که اغلب این افراد از طریق روسپی خانه ها جذب مساله مواد مخدر و قاچاق شده بودند و از آنجایی که در روسپی خانه های ایرانی هیچ مساله ای به جز روابط جنسی معنا ندارد، این زنان نیز جز تعریف جنسی، تعریف دیگری از خود نداشتند….

زنان از من می پرسیدند برای چه دستگیر شده ام و من پاسخ میدادم به دلیل نوشتن کتاب. هیچ یک از آنها حرف مرا باور نمی کرد. عدم باور آنان چنان شدید بود که کم کم خودم هم در مورد اتهام خودم دچار شک شده بودم. اندک زمانی که گذشت وضعی پیش آمد که مرا نسبت به این زنان علاقمند کرد. پوسته دریدگی و وقاحت نخستین پاره شد و آنان گاه به گاه شروع به دردل کردند. برایم روشن میشد که حداقل ۸۵ درصد آنان منشا روستایی دارند و درست به همین نسبت بی سواد بودند… سن ازدواج آنان میان ارقام ده تا ۱۲ سال توقف میکرد….در یک مورد در سن ۸ سالگی. شوهرها اغلب بسیار مسن تر از زنان خود بودند و در بسیاری موارد روشن بود این مردان این دختران را از خانواده های روستایی آنها خریده اند تا هم کلفتی داشته باشند و هم شریکی برای رختخواب و جابجایی مواد مخدر.

در بخش روسپیان نکته قابل تاملی به چشم میخورد. بسیاری از آنان برای فرار از ازدواج های اجباری خانوادگی از خانه گریخته بودند و از آنجایی که جامعه جایی برای زنان تنها ندارد آنان نیز یک سر به دام فحشا افتاده بود…

[یکی از آنان خواست به او درس بدهم]. و من پذیرفتم… ناگهان تعداد آنان به ده نفری رسید. استعداد فوق العاده ای داشت. هرگز لازم نبود مطلبی را دوبار تکرار کنم. چنان خوب پیش می رفت که پس از یک هفته…مطالبی را از روزنامه می خواند. 

این زندان بسیار بد بود… هرگز گوشت در غذا ندیدم… از آن گذشته مقدار غذا بسیار کم بود و اغلب همه نیمه گرسنه بودند… زندانیان مواد مخدر اغلب ملاقاتی ندارند… در نتیجه بسیاری از افراد در فقر شدیدی دست و پا می زنند. 

(زنی قربانی یک ازدواج در سن ۱۳ سالگی است و اکنون در سن ۳۱ سالگی مادر ۶ بچه است). یکی از زندانیان برایم توضیح داد که تمام بچه های این زن بسیار زیبا هستند و در طی سال های گذشته مرتب بچه دار شده و آنها را فروخته است. زن تا مغز استخوان معتاد بود. و پرسش من این بود: به چه مناسبت باید ازدواج دختران خردسال تشویق شود؟ آخر این چه جنونی است؟ قانون گزاری که نمیتواند برای جامعه امکانات سواد و تحصیل ایجاد کند به چه حقی با تشویق ازدواج در سنین خردسالی بدبخت هایی را به بشریت هدیه میکند که در ۲۰ سالگی صاحب ۴ بچه هستند؟ و فقر روی فقر می غلتد و کثافت روی کثافت.»

دو رمان «زنان بدون مردان» و «طوبا و معنای شب»

دو رمان «زنان بدون مردان» و «طوبا و معنای شب» جایگاه برجسته ای در ادبیات فمینیستی معاصر ایران دارند. هر یک به شیوه ای متفاوت، تجربه زنانه، بدن و مقاومت زنان در برابر ساختارهای مردسالار را به تصویر می کشند. 

رمان کوتاه «زنان بدون مردان» اولین بار توسط نشر باران در سوئد منتشر شد. به سال ۱۳۶۹. سال ها بعد در ایران نیز منتشر شد. این رمان به چندین زبان ترجمه شده است. از جمله به انگلیسی (۲۰۰۴). و توسط «آوای بوف» به شکل صوتی در آمده است (با روایت سودابه کامران). 

«زنان بدون مردان» در فضای پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ می گذرد. زندگی ۵ زن را روایت می کند که هر یک به شکلی از سلطه پدر/مردسالاری و محدودیت های اجتماعی و سرکوب امیال جنسی شان، گریزان و منزجرند و در باغی گرد هم می آیند. این باغ نمادی از امکان رهایی است. گفته می شود، پارسی‌پور این کتاب را در سال ۱۳۵۷ در پاریس نگاشته است. در زمانه ای که یک رژیم دینمدار بنیادگرای شیعه به قدرت رسیده و در حال تثبیت قدرتش است و سرکوب زنان در محور این تلاش برای تثبیت قرار دارد. 

در این رمان، تابوشکنی های شهرنوش پارسی پور عالی است. با صراحت در باره بدن زنانه، تمایلات جنسی و سرکوب آن در جامعه پدرسالار می نویسد و ازدواج سنتی را نه به‌عنوان نجات، بلکه به‌عنوان زندانی دیگر برای زنان به تصویر می‌کشد. بی تردید، در این زمینه فروغ فرخزاد پیشاهنگ بود که با اشعارش در دهه های ۳۰ و ۴۰ راه را برای نویسندگان زن بعدی باز کرد. اما پارسی‌پور در قالب داستان و با بیانی صریح ‌تر به مسائل جنسی زنان پرداخت. 

رمان «زنان بدون مردان» تاثیرات بسیار بر پژوهش های دانشگاهی ایران در باره فمینیسم داشته است و به صورت های مختلف مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. به چند نمونه در زیر نویس اشاره کرده ایم.[۲]

رمان «طوبا و معنای شب» رمانی بلند است که پارسی پور، پس از آزادی از زندان آن را بازنویسی کرد و در سال ۱۳۶۸ به دست نشر سپرد. رمان سرگذشت زنی به نام طوبا را در بستر تحولات سیاسی و اجتماعی ایران از اواخر دوره قاجار و مشروطه تا ۱۳۵۷ روایت می کند. این رمان هم به چند زبان ترجمه شده است و همچنین به صورت گسترده مورد پژوهش های دانشگاهی در ایران بوده است. در پانویس به چند نمونه اشاره شده است.[۳]

هر دو کتاب تاثیرات برجسته در باره زن و بدن زن و قدرت زن در ادبیات گذاشتند و پارسی پور را به عنوان یکی از پیشاهنگان ادبیات مقاومت زنان در برابر جامعه و قدرت پدرسالار شناساندند. 

شیرین نشاط که با اقتباسی آزاد، فیلمی بر مبنای «زنان بدون مردان» ساخته است در اینستاگرامش نوشت: «شهرنوش پارسی‌پور، یکی از محبوب‌ترین انسان‌های زندگی‌ام امروز از میان ما رفت. او یک اسطوره بود؛ یکی از مهم‌ترین نویسندگان کشورش، زنی که در همه ابعاد متحمل رنج‌های بی‌شماری شد، اما هرگز تلخ‌کام نشد.»


[۱] https://www.aranpapers.ir

تحقیق مقاله شهرنوش پارسی پور

[۲]

 بررسی شخصیت زن و اندیشه های فمینیسم در رمان زنان بدون مردان شهرنوش پارسی پور نوشته هوانگ یینگ هوی

در نشریه پژوهش های نوین ادبی
سال:۱۴۰۲ | دوره:۲ | شماره:۳
 (پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی) 

بررسی جامعه‌شناختی رمان زنان بدون مردان شهرنوش پارسی‌پور

محل انتشار: مجله مطالعات جامعه شناسی، دوره: ۷، شماره: ۲۵

سال انتشار: ۱۳۹۳

خوانش اکوفمینیستی داستان «زنان بدون مردان

نویسندگان: زهرا پارساپور

منبع جستارهای ادبی زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۱۵

پرتال جامع علوم انسانی

در گذر از روزگار مستوری و مهجوری؛ تحلیل روان‌شناختی عنصر مکان در رمان زنان بدون مردان. مجله  دانشگاه رازی کرمانشاه ۱۴۰۳

[۳] مثلا در  Noormags.ir (پایگاه مجلات تخصصی نور) – با کلیدواژهٔ «طوبا و معنای شب» حدود ۱۸ مقاله مرتبط نمایه شده است.

*بررسی تقابل سنت و تجدد در رمان طوبی و معنای شب؛ مجله دانشگاه تبریز. ۱۴۰۳

*نقد اسطوره‌ای رمان طوبی و معنای شب؛ ۱۳۹۵